السيد محمد حسين الطهراني
263
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
موجب يقين و قطع به مطلوب گردد ، بنابراين نميتوان آن را بر خودِ قطع و يقين اطلاق كرد . حجّيّت ادلّه ظنّيّه بواسطه آنست كه بالاخره منتهى به دليل قطعى و يقينى ميگردد ، و گر نه هر ظنّ و گمانى حجّيّت ندارد . عقل قبل از شرع حجّت است ؛ و خدا دو حجّت دارد عقل قبل از شرع ما را امر به پيروى از علم و يقين مىكند . وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ « 1 » « و نبايد پيروى كنى از چيزى كه بدان علم ندارى ! » حقيقتى است فطرى وجدانى ، و عقلى تفكيرى ، و ايمانى شرعى كه چون خورشيد درخشان ، طبقات ظلمت را پاره كرده و از حجابهاى پندار و اوهام و حدس و گمان گذشته و بر آسمان نيلگون عقل و انديشهء بشرى ، يكهزار و چهارصد سال است كه راهگشا و رهنما و دليل قاطع و سند زنده و شاهد صدق بر حقّانيّت قرآن است . حجّيّت عقل قبل از حجّيّت شرع است ، زيرا شرع با عقل ثابت مىشود ؛ شخص ديوانه تكليف ندارد . اگر حكم عقلى بر لزوم متابعت پيغمبر و امام نباشد ، از كجا حجّيّت گفتارشان ثابت مىشود ؟ ! حجّيّت شرع با شرع مستلزم دور است و يا تسلسل . اگر عقل نباشد از كجا رسول الله را از مُسَيلمه كذّاب ، و يا پيغمبر الهى را از مدّعى نبوّت ميتوان تشخيص و تميز داد ؟ ! عقل حكم چراغى را دارد كه در پرتو آن انسان همهء چيزها را ميبيند ، و همهء مجهولات براى او حلّ مىشود ؛ و از جمله آنها لزوم پيروى از كتاب آسمانى و پيامبر و امام بحقّ است . پس متابعت از امام بواسطه عقل است
--> ( 1 ) صدر آيه 36 ، از سوره 17 : الاسرآء